07 دی 1399

رابطه متقابل سرطان با استرس مزمن و پیری

 نگارنده:   مهدی اخبارده/ متخصص تغذیه بالینی

مقدمه:

رابطه استرس و سرطانهای غیر هورمونی از نظر اپیدمیولوژیک سالهاست که مشخص شده است ولی از نظر اتیولوژی ارتباط این دو با هم در ابهام است. احساس ميشود استرس مزمن به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد این بیماری نقش دارند. در حالت اول به صورت مستقیم استرس مزمن با افزایش مواد التهابی باعث شکست ساختمان زنجیره های کروموزومها ميشود و در ایجاد این بیماری نقش دارند.  در حالت دوم به صورت غیرمستقیم ارتباط معکوسی بین افزایش سطح استرس مزمن و میزان قدرت سیستم ایمنی بدن وجود دارد. استرس مزمن به دلایل ناشناخته و غیرمستقیم با دو روش موجب تاثیر کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن ميشود و بستر لازم را برای ایجاد این بیماری فراهم ميکند:

  1. باعث کاهش قدرت شناختی لنفوسیتها شده و قدرت تشخیص تمییز ما بین سلولهای عادی و سرطانی در آنها کم ميشود شاید این موضوع بتواند توضیحی بر چرایی ایجاد طیف متنوعی از بیماریهای ایمونوپاتی در افراد با سابقه استرس مزمن باشد.
  2.  .کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن ناشی از استرس مزمن باعث افزایش سرعت کاهش طول تلومرها شده و این خود زمینه را برای شکستن ساختمان کروموزومها فراهم ميکند. نتیجه آنچه قابل تامل است اینکه آیا کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن ناشی از افزایش التهابات در سطح خون افراد افسرده به علت افزایش سطح پلاسمایی کورتیزول است يا درنهایت از دیگر راه های ناشناخته؟

 

نحوه ارتباط پیری با استرسهای مزمن

سالهاست که ارتباط مابین استرس های مزمن و پیری زودرس مشخص بوده ولی مکانیزم عمل مشخص نبود. افزایش سطح کورتیزول در سطح خون که در استرس های مزمن دیده ميشود از چند طریق ميتواند باعث کاهش طول تلومر که در جوان ماندن ما نقش دارد بشود. اولین تاثیرش افزایش التهابات ناشی از افزایش کورتیزول خود باعث تخریب در ساختمان فیزیکی و شیمیایی گلبولهای سفید شده و همین درنهایت باعث اختلال در عملکرد آنها خواهد شد حالت دیگر این است که التهاب ناشی از کورتیزول خود به طور مستقیم با تاثیر بر آنزیم های مرتبط با تلومر باعث تخریب تلومر شود. هر دو عامل دست به دست هم ميدهند و باعث کاهش طول تلومر ميشوند.  بنابراین طول تلومر زودتر از زمان کوتاهتر ميشود از طرف دیگر خود التهابات بدون اینکه بر تلومر تاثیر داشته باشند به مانند رادیکال های آزاد باعث تخریب لایه های کربوهیدراتها، پروتئینها و لیپیدها در ساختمان سلولها شده و مرگ سلولی یا حداقل کاهش میزان عملکرد تخصصی سلولها را به بار      مي آورند که عوامل فوق ذکر شده بیش از 50 سال بود باوجود پیشرفت های پزشکی مولکولی در ابهام بود از سوی دیگر کاهش سطح اندورفینها مخصوصا سروتونین، دوپامین، نورآدرنالین در مغز که در افسردگی های مزمن دیده ميشود چه بسا علاوه بر عامل کورتیزولی خود، به طور مستقیم با کاهش ترشحشان طی استرس های مزمن به طور روش های ناشناخته ای کاهش عملکرد سیستم ایمنی را به همراه داشته باشند. در جریان زندگی نرمال با افزایش حس امیدواری، اعتقادات معنوی، گرفتن پاداشها، افزایش بیش از حد نرمال این مواد به وجود مي آید و درنهایت باعث افزایش موقتی عملکرد سیستم ایمنی بدن ميشود ولی در استرس های مزمن که میزان این مواد کم ميشود نحوه تاثیرشان روی کاهش عملکرد سیستم ایمنی بدن قابل تامل است. آیا این تاثیر ناشی از عملکرد کورتیزولی متاثر از کاهش سطح اندورفینهاست یا به طور مستقیم این کاهش عملکرد به وجود مي آید و همین چند عامل برای پیری ناشی از افسردگی های مزمن کافی است. از سویی افراد افسرده ميتوانند با استفاده از موادغذایی ضدالتهاب در مقدار تخصصی به صورت روزانه مانند زنجبیل، زیتون، ماهی هایي که در آبهای سرد زندگی ميکنند و آجیل ها، زردچوبه، دارچین و قارچ از اثرات این مکانیزم بکاهند.  از سویی ميتوانند با افزایش قدرت سیستم ایمنی بدنشان با استفاده منظم و کاملا تخصصی از ویتامین های E ، C و A ، مصرف سیر، چای سبز، سولفات روی، پیاز و ماست های پروبیوتیکدار، ورزشهای هوازی به نوعی کاهش عملکرد قدرت ایمنی بدن ناشی از استرس مزمن را جبران کنند.

بنیاد امور بیماری های خاص

@cffsd